به گزارش سرویس اجتماعي
تفتان ما، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج فرهنگیان، یکی از مسائلی که پس از توافق برجام و حتی پیش از آن، از زمان آغاز مذاکرات و بیشتر شدن تعاملات ایران و غرب به عنوان زنگ خطر مطرح شد، مسئله نفوذ فرهنگی است و یکی از راههای نفوذ فرهنگی نیز، نفوذ از طریق نهادهای علمی کشور تعریف است.
آنچه بدیهی است این است که غرب از مدتها پیش برای نفوذ آموزشی در ایران برنامهریزی کرده است. توماس فریدمن در کتاب معروف خود به نام "دشمن خود را بشناس" می نویسد: «اگر جنگ جهانی دوم و جنگ سرد را نبرد علیه نازیسم و کمونیسم بدانیم باید گفت جنگ جهانی سوم نبردی است علیه یک گرایش دینی که میخواهد سلطه خود را برجهان تحمیل کند، جنگ با این دشمن تنها با ارتش ممکن نیست بلکه باید در مدارس، دانشگاهها و مساجد به رویارویی با آن پرداخت».
بنابر آنچه فریدمن بیان کرده است، جنگ به صورت نرم و براندازانه باید در مراکز آموزشی و حتی مساجد اتفاق بیفتد. بنابراین بر اساس برنامه ریزی بلندمدت دشمن، مراکز آموزشی از اهداف نفوذ فرهنگی هستند و به تعبیری، اینبار میدان جنگ، مدارس هستند و فتح ذهن و باورهای آیندهسازان کشور از مهمترین اهداف عملیاتی نفوذ محسوب میشود.
در نمونه نفوذ از طریق تغییر سیستم آموزشی و تاثیرگذاری بر باور و اندیشه افراد، تغییر محاسبات صورت میگیرد، افراد خودی در زمین دشمن و به نفع او بازی خواهند کرد و براندازی اتفاق خواهد افتاد. بنابراین این نوع نفوذ سبب متلاشی شدن حکومت از درون می شود و خطر و تاثیر آن از جنگ مستقیم بسیار بیشتر است.
در کارگاه آموزشی «اصلاحات آموزشی و آینده ایران» که در موسسه لگاتام انگلیس برگزار شد! چهار هدف عمده و مهم برای نفوذ آموزشی در ایران طراحی شد که عبارتند از: 1- سکولاریزاسیون آموزشها برای مقابله با نظام تعلیم و تربیت اسلامی- شیعی. 2- آموزش حقوق شهروندی لیبرالیستی و تفکر انتقادی برای تاثیرگذاری بر اندیشه نسل آینده. 3- حذف و تضعیف سیستم آموزش ایدئولوژیک معلمان (نظام تربیت معلم) با تمرکز بر تغییر شرایط استخدام معلمان به عنوان نیروهای وفادار انقلابی. 4- خصوصیسازی آموزش و پرورش با هدف تغییر سیستم آموزش عمومی و تطابق با آموزههای سکولاریسم خواب غفلت بالادستی ها.
چانچه ذکر شد، یکی از اهداف و برنامه های انستیتو لگاتام انگلیس برای سیستم آموزشی ایران حذف و تضعیف سیستم آموزش ایدئولوژیک معلمان و تاثیر بر مرحله گزینش و جذب معلمان است. هدفی که از طریق تضعیف دانشگاه فرهنگیان و کمرنگ کردن معیارهای انقلابی برای گزینش معلمان می تواند عملیاتی شود.
*آثار حضور هیئت دیپلماتیک آمریکایی در ایران
یکی دیگر از نمونه های عملیاتی شدن برنامه نفوذ آموزشی سفرهای متعدد هیات های علمی خارجی به کشور است. خرداد ماه امسال یک هیات آمریکایی تحت عنوان هیات علمی، به ایران سفر کردند و بازدید و دیدارهای متعدد از دانشگاه های کشور داشتند. یکی از این دیدارها ملاقات با رئیس دانشگاه تهران بود. هدف این دیدارها توسعه دیپلماسی علمی اعلام شد. حال آثار این دیدارها در حال رونمایی است؛ رئیس دانشگاه تهران از جذب عضو هیئت علمی خارجی خبر میدهد و کنفرانس ملی بازاندیشی و آینده نگری در نظام آموزش و یادگیری ایران به ریاست یونسکو بدون تشریح دستاورد برای عموم با حضور برخی از عناصر فعال فتنه 88 برگزار میشود!
آلن گودمن جاسوس علمی سابق سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) که در راس یکی از این هیئتهای علمی چندی پیش به ایران سفر کرده بود، پس از بازدید از پژوهشگاههای و دانشگاههای کشور گفت: «حسننیت بهشدت زیادی در فضای آموزشی ایران نسبت به آمریکا موج میزند! این وضعیت، سنگ بنایی است که میتوان همکاریهای جدید آموزشی را بر آن استوار کرد».
*جذب نخبگان از اهداف رفت و آمدهای هیئتهای علمی (یا بخوانید جاسوسها)
هدف دیگر رفت و آمدهای هیئتهای علمی خارجی به ایران را باید جذب نخبگان دانست. مهمترین بخش پروژه دیپلماسی آموزشی که از طریق موسسه NED پیگیری میشود، برنامه فولبرایت است. و برنامه فولبرایت هسته اصلی دیپلماسی آموزشی مدنظر هیئت علمی امریکایی است که به ریاست عضو سازمان سیا آلن گودمن به کشور سفر کرده اند.
فولبرایت یک برنامه آموزشی وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا است که مطابق آن افراد مستعد از سراسر جهان شناسایی، جذب و سپس وارد این پروسه آموزشی مد نظر ایلات متحده می شوند و افراد جذب شده و بهصورت یک نخبه در میآیند و به مؤسسه NED میروند و سپس پس از پایان تعلیمات به کشور خود باز میگردند تا در آن برنامههای موافق با اهداف آمریکا را پیاده کنند و آن را در مسیر شبکه سازی هدایت کنند و از این طریق ساختار نفوذ در کشور شکل میگیرد و بهصورت عملیاتی در میآید.
ثریا سپهپور اولریچ کارشناس ارشد دیپلماسی عمومی و روابط بینالملل از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در خصوص ماهیت، روشها و اهمیت دیپلماسی عمومی میگوید: « بسیاری از استادان ما مستقیماً از وزارت خارجه آمریکا میآمدند. یک هفته خود من را از دانشگاه اخراج کردند، چون میخواستند درس این را بدهند که چگونه باید حکومت ایران را عوض کرد. سرفصلهایی که من میدانم درباره ایران داشتند، اینها بود که مثلاً از طریق تصویر و نقاشی چگونه جوانهای ایرانی را جذب کنیم».
*سیاست پیاده سازی راهبردها در داخل
در کنار این برنامه ریزی های خصمانه که چندی است به صورت عملی و پیگیرانه در کشور دنبال می شود، سیاست تقابل و دفع خطر نه تنها مشاهده نمی شود بلکه در پاره ای از موارد همراهی مسئولین آموزشی کشور در راستای پیاده سازی برنامهها نیز وجود دارد.
هم صدایی مسئولان آموزش و پرورش با سیاستگذاران سازمان یونسکو و اجرای برنامههای آن سازمان با توجیه شباهت و اشتراکات میان سند تحول بنیادین و چارچوب آموزش جهانی ۲۰۳۰ یونسکو محل نگرانی است. یکی از نمونههای فعالیت وزارت آموزش و پرورش در راستای عمل بر طبق چارچوب آموزش جهانی یونسکو تلاش پرشتاب این وزارتخانه برای گسترش خصوصی سازی در کشور است.
سیاستهای حاکم بر وزارت آموزش و پرورش که حاکمیتیترین وزارتخانه کشور و متصدی آموزش نسلهای آینده است با برنامه های سازمان یونسکو که سازمانی شکل گرفته بر اساس اندیشه های لیبرالی است به شدت تناقض دارد و میان بسیاری از اهداف و رویکردهای سند تحول بنیادین و برنامههای جهانی تفاوتهای بنیادین به چشم می خورد؛ بنابراین و با توجه به برنامه شبکه نفوذ، برای فتح نهادهای آموزشی کشور لازم است که متولیان دلسوز این سازمانها بیش از پیش هوشیار بوده و اقدام لازم را جهت خنثی کردن برنامههای دشمن به عمل بیاورند.
مریم ضیایی
انتهای پیام/